۱۳۸۸ آبان ۱۵, جمعه
دستگیری دخترها سختیهای کمتر و منفعت بیشتری برای شکارچیان انسان بسیجی داشته است!
یکی از سوالاتی که پس از 13 آبان در ذهن افراد مختلف ایجاد شد این بود که چرا این بار تعداد دختران دستگیر شده این چنین بالا بوده است. با توجه به افشاگریهایی که در زمینه مبالغ پرداختی به بسیجیان شده است مشخص شد که به دلیل اینکه برای هر دستگیری 250 هزار تومن در نظر گرفته شده بود بنابراین بسیجیها تشخیص دادند که دستگیری دختران سختیهای کمتر و منفعت بیشتری به همراه دارد. این دیدگاه و این عملکرد وحشیانه تنها واژه "شکار انسان" را به ذهن متبادر میکند. آری ما مردم ایران برده هایی شده ایم که به شکارمان میایند.
تصویری از ارتباط عاشقانه لاریجانی (رییس مجلس) با یکی از اعضای منافقین

لاریجانی هر گونه آشنایی با شخص مذکور را تکذیب و عکس را یک عکس فتو شاپی قلمداد کرده است. لازم به ذکر است این عضو منافق اخیرا در وبسایت خود (وبسایت الف) در بخش نظرات سایت خود تقلب بسیار عجیبی نموده است. در این زمینه با استاد عرصه تقلب "کامران دانشجو" مصاحبه ای انجام شده. کامران دانشجو اعلام کرد که این تقلب سایت الف خارج از روال تقلبهای معمول بوده و هدف آن در راستای موضع نفاق این شخص منافق و در جهت ضربه زدن به آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی است. وی با اشاره به جمله معروف روح الله حسینیان که در زمینه مرگ سعید امامی گفته بود : "ما خودمان قاتل بودیم، کسی با خوردن داروی نظافت نمیمیرد"، اعلام کرد " ما خودمان متقلب هستیم، تقلب تا این حد امکان ندارد و تنها کار یک منافق است"
۱۳۸۸ آبان ۱۴, پنجشنبه
دزدی حدود ۲۰۰ عد د از آرا و نظرات بازدید کنندگان سایت احمد توکلی (الف) در زمینه ۱۳ آبان٬ توسط گردانندگان این سایت
در حالی که یک ساعت قبل (ساعت ۹ شب ۱۴ آبان ۸۸) تعداد نظرات غیر قابل انتشار سایت احمد توکلی در مورد تحلیلی در رابطه با ۱۳ آبان بیش از ۲۰۰ نظر و تعداد نظرات منتشره ۱۳۴ نظر و نظرات در دست بررسی برای انتشار حدود ۳۰ نظر بوده٬ اما با کمال تعجب اکنون و پس از گذشت یکساعت تعداد نظرات غیر قابل انتشار ۲۰ ذکر شده است! جالب آنکه تعداد نظرات منتشره تنها ۳۰ عدد افزایش یافته و نظرات در دست انتشار نیز کم شده است. آنچه مسلم است کاهش ۲۰۰ نظر در قسمت نظرات غیر قابل انتشار ٬ با هیچ منطق ریاضی قابل درک نخواهد بود. تنها روشی که میتوان با این پدیده عجیب ارتباط برقرار کرد٬ یادآوری نتایج انتخابات در ایران است.
آقای احمد توکلی این است عاقبت "چوب دو سر گوه بودن"!
دیروز در روز 13 آبان و در بخش حکومتی این راهپیمایی احمد توکلی با عنوان منافق بدرقه شد. در این روز عده ای از طرفداران جوجه دیکتاتوری به نام احمدی نژاد پشت سر توکلی به راه افتادند و شعار مرگ بر منافق سر دادند و "احمدی احمدی حمایتت میکنیم" گفتند.
بعد از انتخابات و بگیر و ببندهای پس از آن و دستگیری عده زیادی از عناصر قدیمی جمهوری اسلامی، بر همگان آشکار شده بود که این دایره دیکتاتوری روز به روز تنگتر خواهد شد، این دایره همان دایره ای است که مجاهدین خلق، نهضت آزادی، حزب توده، منتظری و بسیاری دیگر پیش از این از آن خارج شده بودند.
نکته جالب در این بین آن بود که همگان بر تنگتر شدن بیش از پیش این دایره قدرت فاسد اتفاق نظر داشتند و از آن جالبتر آنکه به افرادی همچون توکلی هشدار داده میشد که گزینه بعدی شما هستید. اما حتی بدبین ترین شخص از جمع این هشدار دهندگان هم تصور نمیکرد که احمد توکلی به این زودیها با عنوان منافق خوانده شود. باید توجه داشت که در جمهوری اسلامی به کار بردن عبارت منافق معادل با کندن گور طرف مقابل است.
به هر حال آقای توکلی همه را گرفتند و بردند و کشتند ودیگر کسی نمانده پس خودت را برای خیلی مسائل آماده کن. هر چه باشد تو که سوابق انقلابیت به گرد پای بسیاری از زندانیان این روزها نمیرسد پس گله ای نداشته باش.
بعد از انتخابات و بگیر و ببندهای پس از آن و دستگیری عده زیادی از عناصر قدیمی جمهوری اسلامی، بر همگان آشکار شده بود که این دایره دیکتاتوری روز به روز تنگتر خواهد شد، این دایره همان دایره ای است که مجاهدین خلق، نهضت آزادی، حزب توده، منتظری و بسیاری دیگر پیش از این از آن خارج شده بودند.
نکته جالب در این بین آن بود که همگان بر تنگتر شدن بیش از پیش این دایره قدرت فاسد اتفاق نظر داشتند و از آن جالبتر آنکه به افرادی همچون توکلی هشدار داده میشد که گزینه بعدی شما هستید. اما حتی بدبین ترین شخص از جمع این هشدار دهندگان هم تصور نمیکرد که احمد توکلی به این زودیها با عنوان منافق خوانده شود. باید توجه داشت که در جمهوری اسلامی به کار بردن عبارت منافق معادل با کندن گور طرف مقابل است.
به هر حال آقای توکلی همه را گرفتند و بردند و کشتند ودیگر کسی نمانده پس خودت را برای خیلی مسائل آماده کن. هر چه باشد تو که سوابق انقلابیت به گرد پای بسیاری از زندانیان این روزها نمیرسد پس گله ای نداشته باش.
۱۳۸۸ آبان ۱۳, چهارشنبه
از نیروی انتظامی که کاملا تحت سیطره سرداران سپاه است، بیش از این انتظار نداشته باشیم
شاید بسیاری از مردم با سلسله مراتب نیروی انتظامی آشنا نباشند. وضعیت کنونی نیروی انتظامی به این صورت است که اکثر فرماندهان این نیرو، سپاهی هستند. حال با چنین شرایطی شاید شعارهایی از قبیل نیروی انتظامی ، حمایت حمایت ! بی معنی باشد. چنین نیروی انتظامی است که میتواند فجایع کهریزک را به بارآورد و در خیابان و بازداشتگاههای خود بی رحمانه به مردم یورش برد. و امروز (13 آبان) یک بار دیگر شاهد قساوتهای این نیرو بودیم که یکی از موارد برجسته ضربه باتوم یکی از عمال این نیرو به صورت یک دختر جوان است. آری با این شرایط هر روز بیش از پیش ماهیت این نیرو آشکار میگردد، همانطور که امروز ماهیت و اصل وجودی بسیج و سپاه بر کمتر کسی پوشیده است.
مشخص است که در چنین نیروی انتظامی اهداف همان اهداف سپاه است. متاسفانه این وضعیت از زمان روی کار آمدن احمدی نژاد به شدت در وزارت دفاع نیز به چشم میخورد و قطعا با ادامه این روند نتایج تاسف بار این رویه را در آینده شاهد خواهیم بود. چند روز پیش مطلبی را خواندم که در آن به نکته جالبی اشاره شده بود. آن نکته این بود که عنوان رسمی سپاه، "سپاه پاسداران انقلاب اسلامی" است میبینید که این سپاه برای انقلاب و اسلام است و نامی از ایران و مردم در آن برده نشده است.
مشخص است که در چنین نیروی انتظامی اهداف همان اهداف سپاه است. متاسفانه این وضعیت از زمان روی کار آمدن احمدی نژاد به شدت در وزارت دفاع نیز به چشم میخورد و قطعا با ادامه این روند نتایج تاسف بار این رویه را در آینده شاهد خواهیم بود. چند روز پیش مطلبی را خواندم که در آن به نکته جالبی اشاره شده بود. آن نکته این بود که عنوان رسمی سپاه، "سپاه پاسداران انقلاب اسلامی" است میبینید که این سپاه برای انقلاب و اسلام است و نامی از ایران و مردم در آن برده نشده است.
۱۳۸۸ آبان ۱۱, دوشنبه
پیشنهاد برای شعار نویسی روی شعار رنگ شده: <ننگ با رنگ پاک نمیشود>
امروز از پدرم شنیدم٬ شعار <ننگ با رنگ پاک نمیشود> شعاری بود که قبل از انقلاب٬ مردم بر روی شعارهای رنگ شده مینوشتند. به امید تغییری هوشمندانه تر از پیش میتوان از نکات مثبت گذشته درس گرفت و استفاده کرد و از نکات منفی اجتناب نمود. این همان درس تاریخ است.
۱۳۸۸ آبان ۱۰, یکشنبه
آقای خامنه ای آخرین کنفرانس مطوعاتیت را به یاد می آوری؟ (بازی وبلاگی انتقاد از خامنه ای)
شاید آخرین کنفرانس مطبوعاتی خامنه ای را به یاد بیاورید! البته اگر هم چنین چیزی را به یاد نیاوردید، خیلی نگران نشوید چون من هم چنین جلسه ای را به یاد ندارم، هرچند قطعا اگر هم چنین کنفرانسی برگزار شده باشد به قبل از دوران رهبری خامنه ای برمیگردد.
کنفرانس مطبوعاتی یعنی پاسخگویی به مردم، آقای خامنه ای نمیدانم با استناد به کدام آیه و حدیث و روایت و ... کنفرانس مطبوعاتی را در شان خود نمیدانی! کاش تو هم مینشستی و به سوالات دیگران جواب میدادی! کاش انگشت اشاره ات را به صورت اتفاقی به سمت یک خبرنگار میبردی و سراپا گوش میشدی تا مبادا سوال را اشتباه متوجه شوی و اشتباه پاسخ دهی! کاش وقتی به سوال خبرنگار گوش میدادی دچار استرس میشدی! میگویند مقداری استرس برای تصمیم گیری درست لازم است.
آقای خامنه ای میدانم که مدتهاست در کنفرانس مطبوعاتی شرکت نکرده ای، اما اطلاع دارم آخرین باری که در برابر یک سوال کننده دچار استرس شدی چه زمانی بوده است. محمود وحیدنیا خبرنگار نبود و جلسه ای که دچار استرس شدی هم جلسه مطبوعاتی نبود. آقای خامنه ای همانطور که گفتم مقداری استرس برای تصمیم گیری درست لازم است و اکنون که دچار استرس شدی، لطفا درست تصمیم بگیر.
کنفرانس مطبوعاتی یعنی پاسخگویی به مردم، آقای خامنه ای نمیدانم با استناد به کدام آیه و حدیث و روایت و ... کنفرانس مطبوعاتی را در شان خود نمیدانی! کاش تو هم مینشستی و به سوالات دیگران جواب میدادی! کاش انگشت اشاره ات را به صورت اتفاقی به سمت یک خبرنگار میبردی و سراپا گوش میشدی تا مبادا سوال را اشتباه متوجه شوی و اشتباه پاسخ دهی! کاش وقتی به سوال خبرنگار گوش میدادی دچار استرس میشدی! میگویند مقداری استرس برای تصمیم گیری درست لازم است.
آقای خامنه ای میدانم که مدتهاست در کنفرانس مطبوعاتی شرکت نکرده ای، اما اطلاع دارم آخرین باری که در برابر یک سوال کننده دچار استرس شدی چه زمانی بوده است. محمود وحیدنیا خبرنگار نبود و جلسه ای که دچار استرس شدی هم جلسه مطبوعاتی نبود. آقای خامنه ای همانطور که گفتم مقداری استرس برای تصمیم گیری درست لازم است و اکنون که دچار استرس شدی، لطفا درست تصمیم بگیر.
۱۳۸۸ آبان ۴, دوشنبه
ای دیکتاتور، با اعداد نجنگ، آنها بیشمارند!
"یک" را به زنجیر کشیدند، "دو" به پا خواست. "دو" را گردن زدند، "سه" سر برآورد. "سه" را ربودند و "چهار" قامت راست کرد. برای چهارمین بار عددی را به ابتدای نشانی وبلاگ اضافه کردم. 4 عدد! آیا 5 وجود ندارد؟ 6 و 7 چطور؟ آیا 1001 در پس 1000 جا خوش نکرده؟ آیا احدی میتواند با محبوس کردن 1000، گزندی به 1001 برساند؟
آری ای دیکتاتور این است مرام اعداد، آنها نیز همچون آزادی خواهان بیشمارند. ای دیکتاتور، اصل بیشماری اعداد با هیچ دستور، فتوا، رهنمود، خواهش و فیلتری، قابل تغییر و تشکیک نیست. بدان که اعداد نامتناهی هستند و گمان انتها برای اعداد، خیالی وهم انگیز است.
پس سلام بر چهار! سلام بر چهارمین وبلاگ، سلام بر چهارمین عدد.
آری ای دیکتاتور این است مرام اعداد، آنها نیز همچون آزادی خواهان بیشمارند. ای دیکتاتور، اصل بیشماری اعداد با هیچ دستور، فتوا، رهنمود، خواهش و فیلتری، قابل تغییر و تشکیک نیست. بدان که اعداد نامتناهی هستند و گمان انتها برای اعداد، خیالی وهم انگیز است.
پس سلام بر چهار! سلام بر چهارمین وبلاگ، سلام بر چهارمین عدد.
اشتراک در:
نظرات (Atom)